|
تن تن
گوناگون
| ||
|
سلام دوستای گلم خوبید؟من تا ۳-۴ ماه دیگه نمیتونم بیام. [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 0:42 ] [ شهرزاد ]
يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟" پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
بچه ها حتما ادامه مطلب هم یه سر بزنید و نظر فراموش نشه. ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 2:31 ] [ شهرزاد ]
سلام دوستای گلم خوبید؟سال نوی همتون مبارک.امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشید.قالبم رو عوض کردم.قشنگه؟بهم بگید.شعر زیر رو بخونید.در وصف دید و بازدید عیده! میرن مهمونا از اونا فقط اشغالاشون به جا میمونه/کجاست اون کیوی؟/چی شد نارنگی؟/کجا رفت اون موز؟خدا میدونه!/جعبه خالی شیرینی هنوز/گوشه طاقچه پیش گلدونه/عطرش پیچیده تا اشپز خونه/شیرینیش کجاست؟خدا میدونه/میرن مهمونا از اونا فقط/جعبه خالی به جا میمونه/یکی نیست بگه خدا وکیلی/جای پوست پسته توی قندونه؟/قند نصفه عمو جون هنوز/خیس و لهیده ته فنجونه/حالا خداییش قندش مهم نیست/کنار اون قند نصف دندونه!/میرن مهمونا از اونا فقط/نصفه دندون به جا میمونه/پسته خندون،بادوم شیرین/فندق در بازمال مهمونه/پرسید زیر لب یکی با حسرت/که از این اجیل،به غیر تخمه/واسه ما بعدها چی چی میمونه!/میرن مهمونا از اونا فقط اشغالاشون به جا میمونه...شعر بالا رو حتما با صدای رسول نجفیان بخونید حالش بیشتره!!! [ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 0:16 ] [ شهرزاد ]
این خط اخر دفتر سال ۱۳۹۰ هست.یه جمله یادگاری برام بنویس... [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 4:13 ] [ شهرزاد ]
میگویند خدا به عبادت بندگانش نیازی ندارد،بلکه این بنده است که از طریق راز و نیاز با خداوند عالم و عبادت خالق هستی به زندگی خود ارامش و امید میاورد و روح خود را پاک و سبک میکند.
میگویند عشق نیازی به عاشق و معشوق ندارد.عشق همیشه هست و در همه جای هستی جاری است.اگر با عشق قهر کنیم،بر دامن پاک او کمترین گردی نمیشیند.این دل ماست که اگر عشقی در ان نباشد سیاه میشود و منزله تیرگی نفرت و کینه میگردد. بهار نیز همین گونه است.بهار بزرگ است و این بزرگی و عظمت خود را مدیون جشنی نیست که برایش میگیریم.بهار میاید حتی اگر یک نفر هم به پیشوازش نرود.او مثل همیشه زیبا و لطیف و حیات بخش میاید و ذره ای از لطافتش را از هیچ موجودی دریغ نمیکند. اگر بهاری جشن گرفته میشود،دلیلش نه بهار که خود ما ادم هاییم که نیازمند بهاری شدن هستیم.با بهار همراه شویم.فقط این گونه است که میتوانیم روحی سبز و بهاری را در کالبد زمستان زده خود بدمیم و امید و عشقی تازه به زندگی را در سال جدید در دل خود و اطرافیان زنده کنیم. بوی باران،بوی سبزه،بوی خاک شاخه های شسته،باران خورده،پاک اسمان ابی و ابر سفید برگهای سبز بید عطر نرگس،رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرمکبوترهای مست نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار [ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 2:5 ] [ شهرزاد ]
باز هم برای کسی دلم بهانه گرفت،نغمه های دلم وزن عاشقانه گرفت،فقط برای تو بیتاب میشوم،اما...
سکوت تو اینبار هم مرا نشانه گرفت!
خرد میکند بلور واژه ها را،نور نگاهت....
باز یقه ام را چسبیده ای.. که برایم شعر بگو،معشوق!... شعر تویی این نوشته ها بهانه اند...
هر روز پریشان ترت میشوم مستانه تو هم عاشق ترم میکنی رندانه
برق در ایران باستان کشف شده بود! ان زمان که پیرمردی نقاش... برای نخستین بار تصویری از چشمهای تو کشید!!!
نه خورشید!نه ماه! روزگار من با گردش نگاه تو میچرخد.
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو: دل اگر دل باشد، اب از اسیاب علاقه اش نمی افتد.
زمستان بدون بهار قلب عاشق شکست خورده است. راستی بچه ها عکس اشکان دژاگه و همسرش رو دیدم گذاشتم.انشاالاه خوشبخت باشن.برید ادامه مطلب ادامه مطلب [ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 22:17 ] [ شهرزاد ]
سلام بچه ها خوبین؟اپ امروز مصاحبه با مسی و رونالدو هست.سوالات مشابه ای که هر ۲ جواب میدن امیدوارم خوشتون بیاد.راستی نظر فراموش نشه.
کریستیانو رونالدو: ال کلاسیکو: متاسفانه بسیاری بعد از بازی ال کلاسیکو من را مقصر اصلی شکست در برابر بارسا دانستند،ولی این موضوع کاملا اشتباه است چرا که در برد یا باخت یک تیم،هرگز یک بازیکن به تنهایی نقش نداشته و ندارد.من وظایفی را که مورینیو به من محول کرده بود را به بهترین شکل ممکن انجام دادم ولی به جز اشتباهی که در یک صحنه در ضربه نهایی به توپ داشتک،دیگر مرتکب اشتباهی نشدم. قهرمان لالیگا: باید این فصل قهرمانی لالیگا را از ان خود کنیم چرا که اگر این فصل هم موفق نشویم نشان داده ایم که در این کار ضعیف هستیم.قهرمانی در نیم فصل را کسب کرده ایم و علیرغم شکست مقابل بارسا باز هم بالاتریم. لیگ قهرمانان اروپا: بدون شک مهمترین لیگ در سطح فوتبال جهان،لیگ قهرمانان اروپا است و این فصل ما وضعیت بسیار خوبی در لیگ قهرمانان داشته ایم.در فصل گذشته به شکل بدی حذف شدیم.ولی در این فصل امده ایم تا ۱۰ قهرمانی رئال را رقم بزنیم. رقابت با مسی: لیونل مسی بازیکن ارزشمند و بسیار خوبی است که اتفاقا برعکس انچه رسانه ها گفتند من هیچ گونه دشمنی یا کدورتی با او ندارم.ما با هم دوست نیستیم،ولی دشمنی هم نداریم.ما چندین سال است که رقابت داریم و امسال همان سالی است که از او پیشی میگیرم.
لیونل مسی: ال کلاسیکو:بدون شک حساس ترین و بهترین بازی فصل است و این را از میلیونها بیننده ای که به خود اختصاص داده است میشود به خوبی درک کرد.دوست نداشتم که روند پیروزی هایمان در ال کلاسیکو در رقابت های لالیگا از بین برود و قدرتمان را بار دیگر به رخ رئالیها کشیدیم. قهرمان لالیگا: رقابت در لالیگا بسیار سخت است و امسال دیگر ان لالیگای ۲ قطبی را شاهد نیستیم.والنسیا،لوانته و سویا همگی در این فصل تیمهای خوبی هستند و رئال قدرتمندتر شده.ولی هدف ما قهرمانی است و هنوز تشنه قهرمانی هستیم. لیگ قهرمانان اروپا:گواردیولا بارها و بارها به ما اعلام کرده است که قهرمانی در تمام رقابتهای این فصل را میخواهیم و همین به ما انگیزه و روحیه داده است تا بتوانیم بار دیگر جام ها را بالای سر ببریم. رقابت با رونالدو: احساس میکنم که رقابت من و کریس یک نوع رقابت نابرابر است چرا که ما ۲ سبک متفاوت از یکدیگر داریم و مقایسه ما با یکدیگر کمی سخت و شاید اشتباه باشد.اما به نظرم رونالدو بازیکنی است که شایسته دستمزدهای نجومی را دارد. تشریف ببرید ادامه مطلب برای عکسا منبع:افتاب ورزشی [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 1:41 ] [ شهرزاد ]
تماشاگران اصفهانی با ریختن به زمین و حمله به بازیکنان کاله ،نیروی انتظامی را وادار به واکنش کردند و نتیجه اش استفاده از اسپری فلفل بود. البته علیرضا نادی کاپیتان تیم ملی والیبال و کاله شانس آورد که چاقوکشی یکی از تماشاگران، او را مصدوم نکرد.
به گزارش مشرق به نقل از خبرآنلاین ، سناریوی بازی نیمه تمام دوباره تکرار شد. این بار در اصفهان. بازی دو تیم کاله و گیتی پسند که در دور رفت به خاطر جنجال تماشاگران آملی، نصفه نیمه مانده بود، این بار در اصفهان بازیشان به آخر نرسید. با این تفاوت که تماشاگران اصفهانی با ریختن به زمین و حمله به بازیکنان کاله ،نیروی انتظامی را وادار به واکنش کردند و نتیجه اش استفاده از اسپری فلفل بود. البته علیرضا نادی کاپیتان تیم ملی والیبال و کاله شانس آورد که چاقوکشی یکی از تماشاگران، او را مصدوم نکرد. *در بازی اصفهان چه اتفاقی افتاد؟ یک لحظه فکر کردم، اونجا ترمیناتوره (با خنده) چاقو،گاز اشک آور و....ناظر فدراسیون هم گفت سالن را ترک کنید. *درست است یکی برای شما چاقو کشیده؟ یک نفر آمد. نفر دوم هم با چاقو آمد.من هم یکدانه به او زدم.خیلی بهم ریخته بودم. شرایط خوبی نداشتم. من کاپیتان بودم و باید تیم را جمع می کردم تا اتفاقی نیفتد. *چرا این حاشیه ها به وجود آمد؟ تیم گیتی پسند،یکسری مخالف و موافق دارد.خیلی از آنها هم برای تشویق و دیدن بازی به سالن نمی آیند.دیروز هم به ما حمله کردند.احساس می کنم ،گیتی پسند باید بازی بعدی را بدون تماشاگر برگزار کند .البته جریمه هم بشود. *یعنی رفتار شما تماشاگران را جری کرد؟ نه. ما والیبال بازی می کردیم. اتفاقا خیلی هم خوب بازی کردیم. دو ست اول را هم بردیم.ست سوم هم که جلو بودیم تماشاگران به نشانه اعتراض داشتند سالن را ترک می کردند که یک نفر پرید در زمین . نیروی انتظامی هم اسپری فلفل زد. همه چیز بهم ریخت.داور هم شرایط خوبی نداشت.نه،ما و نه تیم گیتی پسند این شرایط را به وجود نیاوردیم. *درست است می گویند درگیری لفظی موسوی و سعید معروف جرقه درگیری را زد؟ نه فکر نمی کنم.چون کری خوانی انها در وسط ست اول بود و بعد هم تمام شد.کری خوانی بازیکنان هم طبیعی است.به نظر من شرایط دیروز بیشتر نشان دهنده اعتراض تماشاگران به نحوه بازی بود که ما در آن سرتر از گیتی پسند بودیم. *تماشاگران اصفهانی ،تلافی آمل را درآوردند؟ ما نمی خواستیم این طوری شود،تماشاگران آن را رقم زدند.اما در واقع بازی آمل تکرار شد.البته با این تفاوت که در آمل تماشاگران به ما اعراض داشتند حتی بعداز بازی هم علیه ما و مربی شعار دادند. حاشیه های بازی اصفهان مثل آمل بود،اما با شرایط متفاوت .در این بازی تماشاگران به تیم کاله حمله کردند! *درست است که عبدالرضا علیزاده در درگیری با یکی از تماشاگران با سر او را زده؟ نه.اینها شایعه است.اگر از من کاپیتان تیم کاله که در سالن بودم می پرسید،می گویم علیزاده بازی اش را می کرد.اصلا آن شرایط نبود.تماشاگر به طرف او آمد اما او کاری نکرد.او باید در زیمن باشد اما تماشاگر نباید به زمین بیاید.به هر حال سابقه علیزاده هم معلوم است. *فکر میکنید چه رایی برای این بازی عادلانه است؟ رعایت عدالت یعنی اینکه همه اتفاقاتی که برای بازی قبل افتاد،باید اینجا هم بیفتد.کمیته انضباطی هم باید برد 3 – صفر را برای کاله اعلام کند.چرا که شرایط بدتر از امل بود.فکر می کنم بازی بعد هم باید بدون تماشاگر باشد تا تیم ها امنیت داشته باشند. اگر نشود کاله هم موضعش را مشخص می کند.چرا که تبعیض قائل می شوند. *چرا حاشیه هایی که در فوتبال هست به والیبال هم کشیده شده؟ تماشاگران واقعی والیبال این طور نیستند.ببینید در ارومیه،گنبد تماشاگران زیادند اما خبری از این برنامه ها نیست.اما در اصفهان ،تماشاگران غیر والیبالی به سالن آمده بودند و شرایط سختی برای همه رقم خورد. [ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 15:37 ] [ شهرزاد ]
تو ایا عاشقی کردی،بفهمی عشق یعنی چه؟
تو ایا با شقایق بوده ای گاهی؟ نشستی پای اشک شمع گریان تا سحر یک شب؟ تو ایا قاصدکهای رها را دیده ای هرگز، که از شرم نبود شاد پیغامی، میان کوچه های سر گشته می چرخند؟ تو ایا هیچ میدانی، اگر عاشق نباشی،مرده ای در خویش؟ تو ایا معنی چشمان خیس و لب فرو بستن،نمیدانی؟ نمیدانی که گاهی،شانه ای،دستی،کلامی را نمی یابی و لیکن سینه ات لبریز از عشق است. شبی در کهکشان راه شیری دب اکبر را صدا کردی؟ تو پرسیدی شبی،احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟ جواب چشمک یک از هزاران اختر در اسمان را دیده ای ایا؟ تو اوازی برای مریمی خواندی و پرسیدی تو حال غنچه تب دار سنبل را؟ نفهمیدی چرا دل بست فال فالگیری میشوی با ذوق که فردا میرسد پیغام شادی! یک نفر با اسب میاید! و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!کلاغی را به خانه رهنمون گشتی؟ تو فهمیدی چرا همسایه ات دیگر نمی خندد؟چرا گلدان پشت پنجره،خشکیده از بی ابی احساس؟ نفهمیدی چرا ایینه هم اخم نشسته بر جبین مردمان را بر نمی تابد؟ نپرسیدی خدا را،در کدامین پیچ،ره گم کرده ای ایا؟ جوابم را نمیخواهی تو پاسخ داد،ای ایینه دیوار؟ ز خود پرسیده ام در تو که عاشق بوده ام ایا؟ جوابش را تو هم،البته میدانی سکوت مانده بر لب را تو هم ای من به گوش بسته میخوانی......
۳چیز هرگز بر نمیگردد زمان،کلام،موقعیت ۳چیز هرگز نباید از دست داد ارامش،امید،صداقت ۳ چیز هرگز قطعی نیست شانس،موقعیت،رویاهایمان ۳ چیز ارزشمندترین چیزهاست عشق،اعتماد به نفس،دوستان واقعی [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 17:54 ] [ شهرزاد ]
مرد جوانی که در ارزوی ازدواج با دختر زیبای یک کشاورز بود برای کسب اجازه نزد او رفت.کشاورز نگاهی به جوان انداخت و گفت:کمی دورتر بایست،من سه گاو نر را به نوبت ازاد میکنم.اگر توانستی دم هر کدام از این سه گاو را بگیری،میتوانی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان به انتظار اولین گاو ایستاد.در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در عمرش دیده بود بیرون پرید وحشت زده با خودش گفت:"گاو سوم قطعا از این بهتر خواهد بود" به سمت حصارها دوید و این گاو هم فرار کرد. برای بار اخر در طویله باز شد.لبخند بر لبانش نشست:این ضعیف ترین ،کوچک ترین و لاغر ترین گاوی بود که تا به حال دیده بود!!این گاو بهترین فرصت برای مرد جوان بود.در حالی که گاو نزدیک میشد در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع روی ان پرید.دستش را دراز کرد ولی گاو دم نداشت!!!!!! زندگی پر از فرصت است.هر چند سخت به دست بیایند.وقتی که به این فرصت ها به امید شانس های بهتر اجازه دهیم که از کنار ما بگذرند،شاید دیگر به دست نیایند.به همین دلیل هیچ وقت اولین فرصت ها را از دست ندهید!!!
ارزو های کوچک: تبر را به تیر ترجیح میدم چرا که ابتدا مقابلت می ایستد و تکلیفش را مردانه روشن میکند!!!
ما که از هر چیز ترسیدیم سرمان امد پس بیا تمرین کنیم کمی از خوشبختی بترسیم!!!!
راستی نظر سنجی عوض شده حتما شرکت کنید [ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 2:48 ] [ شهرزاد ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||